محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
16
عرفان الحق ( فارسى )
مقيده كثيفه كه از سنخ صفوت نبودند در كدورت انانيت و ظلمت نفس ديوسيرت ماندند و از سجده آدم معنوى كه در هر دور مكمل خلق و خليفه حق است اباء نموده به استكبار افزودند . تحقيق عميق - بدانكه انسان به صورت عالم صغير و بمعنى عالم كبير است و از حقايق الوهيت و رسالت و نبوت و ولايت و خلافت و لا هوت و ناسوت و جبروت و ملكوت در او نمونه و نشانهايست . ناگزير چون مرآت وجود انسانى از زنگار هوا و علائق نفسانى مصقول و مصفى شود تمام اين مراتب در او نمودار بود . اوصاف حميده و اخلاق مرضيه ملائكهباطنند كه از ذات وجود به سجده ، يعنى به اطاعت عقل محمود ، كه آدم مسجود باطن است ، مأمورند و خصائل خبيثه رديئه ، كه شيطان باطنند ، و شئونات نفس اماره ابليس علامات ، از اطاعت و انقياد خليفة الله معنوى معذور . اسرار وجود كه حقتعالى در آدم وديعه گذاشت غير از تصوف نيست . و هركس به تمام اوصاف آدميت متصف شد صوفى است . قبل از ظهور ختمىمآب ( ص ) بعضى از نفوس زكيه بآداب و رويه تصوف بودند اما شيوع كامل نداشت . و چون خرقه فقر به سيد ما رسيد چيزى از كمال تصوف مخفى نگذاشت . على ابن ابى طالب عليه السلام ، كه خياط ازل اين جامه را به قامت او دوخت و هر صوفى كاملى اسرار تصوف را كما هى از او آموخت ، اين گوهر گرانبها را از مخزن اسرار تماما برآورد و نظر بجودى كه جبلى او بود در بازار كائنات نمودار كرد تا هركس به قدر طاقت خود بهره تواند برد و به خلفاى بعد از خود كه :